der Bärenkopf

Aussprache: /ˈbɛːʁənˌkɔpf/
Worttrennung: Bä·ren·kopf
اسم

سر خرس

Bedeutungen

1

بخش سر یک خرس، چه به صورت زنده، چه تاکسیدرمی شده یا به عنوان بخشی از یک تصویر یا مجسمه.

  • Der Jäger präsentierte stolz den Bärenkopf als Trophäe.شکارچی با افتخار سر خرس تاکسیدرمی شده را به عنوان غنیمت ارائه داد.
  • Auf dem alten Schrank stand ein ausgestopfter Bärenkopf.روی کمد قدیمی، یک سر خرس تاکسیدرمی شده قرار داشت.
  • Das Kind malte einen lustigen Bärenkopf.کودک یک سر خرس بامزه نقاشی کرد.