die Béchamelsoße

Aussprache: /bɛʃaˈmɛlˌzoːsə/
Worttrennung: Bécha·mel·so·ße
اسم

سس بشامل

Bedeutungen

1

یک سس سفید کلاسیک فرانسوی که از ترکیب کره، آرد و شیر تهیه می‌شود و پایه بسیاری از غذاهای دیگر است.

  • Für Lasagne braucht man eine gute Béchamelsoße.برای لازانیا به یک سس بشامل خوب نیاز است.
  • Die Béchamelsoße sollte nicht klumpig sein.سس بشامل نباید گلوله گلوله شود.
  • Er gab etwas Muskatnuss zur Béchamelsoße hinzu.او کمی جوز هندی به سس بشامل اضافه کرد.