der Bock
کل، بز نر، خرک (ابزار)، میل و اشتیاق (عامیانه)
Beispiele
- Den ''Bock'' kann man nicht melken.بز نر را نمیتوان دوشید.
- In diesem Haus ist der ''Bock'' drin.در این خانه یک جای کار عیب دارد (بز در خانه است).
- Zum Sägen legt man das Holzscheit auf einen ''Bock''.برای اره کردن، کنده چوب را روی یک خرک میگذارند.
- Ich hab heute ''Bock'' auf Currywurst.امروز هوس کوریوورست کردهام (حوصله/میل دارم).