der Bock

Aussprache: /bɔk/
Worttrennung: Bock
اسم

کل، بز نر، خرک (ابزار)، میل و اشتیاق (عامیانه)

Beispiele

  • Den ''Bock'' kann man nicht melken.بز نر را نمی‌توان دوشید.
  • In diesem Haus ist der ''Bock'' drin.در این خانه یک جای کار عیب دارد (بز در خانه است).
  • Zum Sägen legt man das Holzscheit auf einen ''Bock''.برای اره کردن، کنده چوب را روی یک خرک می‌گذارند.
  • Ich hab heute ''Bock'' auf Currywurst.امروز هوس کوریوورست کرده‌ام (حوصله/میل دارم).