der Böhnhase

Aussprache: /ˈbøːnˌhaːzə/
Worttrennung: Böhn·ha·se
اسم

پیشه‌ور غیرعضو در صنف، استادکار بی‌مهارت و ناشی

Bedeutungen

1

در گذشته، به پیشه‌وری گفته می‌شد که عضو صنف مربوطه نبود و بدون مجوز کار می‌کرد؛ امروزه به معنای استادکار یا فردی ناشی و بی‌مهارت در حرفه خود.

  • Der Tischler war ein echter Böhnhase und machte viele Fehler.نجار یک استادکار ناشی واقعی بود و اشتباهات زیادی مرتکب شد.
  • Man sagte, er sei ein Böhnhase, weil er nie eine Ausbildung gemacht hatte.می‌گفتند او یک ناشی (Böhnhase) است زیرا هرگز آموزشی ندیده بود.
  • Lass lieber einen gelernten Handwerker kommen, dieser Böhnhase macht alles nur schlimmer.بهتر است یک صنعتگر ماهر بیاید، این ناشی (Böhnhase) همه چیز را بدتر می‌کند.