die Bönhase

Aussprache: /ˈbøːnˌhaːzə/
Worttrennung: Bön·ha·se
اسم

پیشه‌ور غیرعضو در صنف، آدم دست‌وپاچلفتی، گربه (طنز)

Bedeutungen

1

در گذشته، به فردی گفته می‌شد که بدون عضویت در صنف مربوطه، حرفه‌ای را انجام می‌داد و اغلب مورد تبعیض قرار می‌گرفت.

  • Er arbeitete als Bönhase, weil er die Prüfungen der Zunft nicht bestanden hatte.او به عنوان یک پیشه‌ور غیرعضو کار می‌کرد زیرا امتحانات صنف را قبول نشده بود.
  • Die Handwerker sahen den neuen Arbeiter als einen Bönhase an.صنعتگران کارگر جدید را یک فرد غیرعضو در صنف می‌دانستند.
  • Als Bönhase hatte er keine Rechte innerhalb der Gilde.به عنوان یک غیرعضو در صنف، او هیچ حقی در اتحادیه نداشت.
2

به صورت عامیانه و تحقیرآمیز، به فردی دست‌وپاچلفتی، ناشی یا بی‌عرضه گفته می‌شود.

  • Mach das nicht so tollpatschig, du Bönhase!این کار را اینقدر دست‌وپاچلفتی نکن، ای آدم ناشی!
  • Er ist ein ziemlicher Bönhase, wenn es um technische Geräte geht.وقتی پای وسایل فنی در میان باشد، او آدم دست‌وپاچلفتی‌ای است.
  • Lass mich das machen, du Bönhase, sonst geht wieder etwas schief.بگذار من این کار را بکنم، ای آدم دست‌وپاچلفتی، وگرنه دوباره چیزی خراب می‌شود.