die Bönhase
پیشهور غیرعضو در صنف، آدم دستوپاچلفتی، گربه (طنز)
Bedeutungen
1
در گذشته، به فردی گفته میشد که بدون عضویت در صنف مربوطه، حرفهای را انجام میداد و اغلب مورد تبعیض قرار میگرفت.
- Er arbeitete als Bönhase, weil er die Prüfungen der Zunft nicht bestanden hatte.او به عنوان یک پیشهور غیرعضو کار میکرد زیرا امتحانات صنف را قبول نشده بود.
- Die Handwerker sahen den neuen Arbeiter als einen Bönhase an.صنعتگران کارگر جدید را یک فرد غیرعضو در صنف میدانستند.
- Als Bönhase hatte er keine Rechte innerhalb der Gilde.به عنوان یک غیرعضو در صنف، او هیچ حقی در اتحادیه نداشت.
2
به صورت عامیانه و تحقیرآمیز، به فردی دستوپاچلفتی، ناشی یا بیعرضه گفته میشود.
- Mach das nicht so tollpatschig, du Bönhase!این کار را اینقدر دستوپاچلفتی نکن، ای آدم ناشی!
- Er ist ein ziemlicher Bönhase, wenn es um technische Geräte geht.وقتی پای وسایل فنی در میان باشد، او آدم دستوپاچلفتیای است.
- Lass mich das machen, du Bönhase, sonst geht wieder etwas schief.بگذار من این کار را بکنم، ای آدم دستوپاچلفتی، وگرنه دوباره چیزی خراب میشود.