das Büßen
جریمه، تاوان، کفاره
Bedeutungen
1
مبلغی که به عنوان جریمه یا تاوان برای تخلف یا اشتباهی پرداخت میشود.
- Er musste ein Bußgeld für Falschparken zahlen.او مجبور شد جریمه پارک دوبله را بپردازد.
- Das Bußen für Umweltsünden wird strenger.جریمه تخلفات زیستمحیطی سختگیرانهتر میشود.
- Die Höhe des Bußens hängt von der Schwere des Vergehens ab.میزان جریمه به شدت تخلف بستگی دارد.