das Büßen

Aussprache: /ˈbyːsən/
Worttrennung: Bü·ßen
اسم

جریمه، تاوان، کفاره

Bedeutungen

1

مبلغی که به عنوان جریمه یا تاوان برای تخلف یا اشتباهی پرداخت می‌شود.

  • Er musste ein Bußgeld für Falschparken zahlen.او مجبور شد جریمه پارک دوبله را بپردازد.
  • Das Bußen für Umweltsünden wird strenger.جریمه تخلفات زیست‌محیطی سخت‌گیرانه‌تر می‌شود.
  • Die Höhe des Bußens hängt von der Schwere des Vergehens ab.میزان جریمه به شدت تخلف بستگی دارد.