die Bücherfreundin
دوستدار کتاب (زن)
Bedeutungen
1
زنی که علاقه زیادی به خواندن کتاب دارد و از آن لذت میبرد.
- Meine Schwester ist eine echte Bücherfreundin und liest jeden Abend.خواهرم واقعاً دوستدار کتاب است و هر شب کتاب میخواند.
- Als Bücherfreundin besuchte sie regelmäßig die Stadtbibliothek.او به عنوان دوستدار کتاب، به طور مرتب از کتابخانه شهر بازدید میکرد.
- Sie tauschte sich mit anderen Bücherfreundinnen über ihre Lieblingsromane aus.او با دیگر دوستداران کتاب در مورد رمانهای مورد علاقهشان تبادل نظر میکرد.