der Büchermensch

Aussprache: /ˈbyːçɐˌmɛnʃ/
Worttrennung: Bü·cher·mensch
اسم

کتاب‌خوان، اهل کتاب، کتاب‌دوست

Bedeutungen

1

شخصی که علاقه زیادی به خواندن کتاب دارد و زمان زیادی را صرف مطالعه می‌کند.

  • Als echter Büchermensch verbringt sie jedes Wochenende in der Bibliothek.او به عنوان یک اهل کتاب واقعی، هر آخر هفته را در کتابخانه می‌گذراند.
  • Mein Bruder ist ein solcher Büchermensch, dass sein Zimmer voller Bücher ist.برادرم آنقدر کتاب‌خوان است که اتاقش پر از کتاب است.
  • Sie hat sich schon als Kind als kleiner Büchermensch erwiesen.او از کودکی خود را به عنوان یک کتاب‌خوان کوچک نشان داد.