der Bücherwurm
کرم کتاب (فرد کتابخوان)
Bedeutungen
1
اصطلاحی برای توصیف فردی که بسیار زیاد و با علاقه کتاب میخواند.
- Mein Bruder ist ein richtiger Bücherwurm und liest ständig.برادر من واقعاً یک کرم کتاب است و دائماً کتاب میخواند.
- Als Bücherwurm verbringt sie ihre Freizeit am liebsten mit Lesen.او به عنوان یک کرم کتاب، اوقات فراغت خود را ترجیح میدهد با خواندن بگذراند.
- Der Lehrer nannte sie scherzhaft einen kleinen Bücherwurm.معلم او را به شوخی یک کرم کتاب کوچک نامید.