der Büchsenspanner
کمکشکارچی (کسی که تفنگ را برای تیرانداز آماده میکند)؛ (به شوخی) دستیار، کمککننده
Beispiele
- Von dem Schießgewehr, der Munition und dem ''Büchsenspanner'', nebst Anleitung ein guter Schütze zu werdenدرباره تفنگ شکاری، مهمات و کمکشکارچی، به همراه راهنمایی برای تبدیل شدن به یک تیرانداز خوب
- Das gehört zum Spiel im politischen Berlin, nichts mögen die ''Büchsenspanner'' und Spin-Doktoren lieber.این بخشی از بازی در برلین سیاسی است، هیچ چیز را دستیاران و مشاوران رسانهای بیشتر از این دوست ندارند.