die Büchsenwurst
سوسیس کنسرو شده
Bedeutungen
1
نوعی سوسیس که در قوطی فلزی کنسرو شده و آماده مصرف است.
- Zum Grillen haben wir auch Büchsenwurst mitgenommen.برای کبابپزی، سوسیس کنسرو شده هم با خودمان بردیم.
- Die Büchsenwurst schmeckt am besten, wenn sie warm ist.سوسیس کنسرو شده وقتی گرم باشد، بهترین طعم را دارد.
- Er öffnete die Büchsenwurst und verteilte sie auf Brotscheiben.او سوسیس کنسرو شده را باز کرد و روی برشهای نان پخش کرد.