das Bühnenbild

Aussprache: /ˈbyːnənˌbɪlt/
Worttrennung: Büh·nen·bild
اسم

طراحی صحنه، دکور صحنه

Bedeutungen

1

مجموعه دکورها، پس‌زمینه‌ها، مبلمان و سایر عناصر بصری که برای ایجاد فضا و اتمسفر یک نمایش تئاتر، فیلم یا رویداد طراحی و اجرا می‌شوند.

  • Das Bühnenbild für das Musical war beeindruckend detailreich.طراحی صحنه برای این موزیکال به طرز چشمگیری پر از جزئیات بود.
  • Der Künstler schuf ein minimalistisches Bühnenbild, das die Handlung unterstützte.هنرمند یک دکور صحنه مینیمالیستی خلق کرد که از داستان حمایت می‌کرد.
  • Das Bühnenbild wechselte mehrmals während der Vorstellung.دکور صحنه در طول اجرا چندین بار تغییر کرد.