die Bühnenpräsenz

Aussprache: /ˈbyːnənˌpʁɛzɛnts/
Worttrennung: Büh·nen·prä·senz
اسم

حضور صحنه، کاریزما روی صحنه، جذابیت صحنه

Bedeutungen

1

جذابیت، اعتماد به نفس و توانایی یک فرد برای جلب توجه مخاطبان هنگام حضور روی صحنه.

  • Die Sängerin hat eine unglaubliche Bühnenpräsenz, die das Publikum fesselt.خواننده کاریزمای صحنه‌ای باورنکردنی دارد که تماشاگران را مجذوب می‌کند.
  • Selbst als Anfänger zeigte er eine bemerkenswerte Bühnenpräsenz.او حتی به عنوان یک تازه‌کار، حضور صحنه‌ای قابل توجهی از خود نشان داد.
  • Gute Schauspieler brauchen nicht nur Talent, sondern auch eine starke Bühnenpräsenz.بازیگران خوب نه تنها به استعداد، بلکه به حضور صحنه قوی نیز نیاز دارند.