der Bühnenrand
لبه صحنه
Bedeutungen
1
مرز یا لبه بیرونی صحنه نمایش که بازیگران و عوامل اجرایی باید مراقب آن باشند تا سقوط نکنند یا از آن خارج نشوند.
- Der Schauspieler trat vorsichtig an den Bühnenrand, um das Publikum zu sehen.بازیگر با احتیاط به لبه صحنه آمد تا تماشاگران را ببیند.
- Achte darauf, nicht zu nah an den Bühnenrand zu gehen, wenn du singst.مراقب باش وقتی آواز میخوانی، خیلی به لبه صحنه نزدیک نشوی.
- Die Kulisse reichte bis zum Bühnenrand, um die Illusion zu verstärken.دکور تا لبه صحنه کشیده شده بود تا توهم را تقویت کند.