der Bühnenrand

Aussprache: /ˈbyːnənˌʁant/
Worttrennung: Büh·nen·rand
اسم

لبه صحنه

Bedeutungen

1

مرز یا لبه بیرونی صحنه نمایش که بازیگران و عوامل اجرایی باید مراقب آن باشند تا سقوط نکنند یا از آن خارج نشوند.

  • Der Schauspieler trat vorsichtig an den Bühnenrand, um das Publikum zu sehen.بازیگر با احتیاط به لبه صحنه آمد تا تماشاگران را ببیند.
  • Achte darauf, nicht zu nah an den Bühnenrand zu gehen, wenn du singst.مراقب باش وقتی آواز می‌خوانی، خیلی به لبه صحنه نزدیک نشوی.
  • Die Kulisse reichte bis zum Bühnenrand, um die Illusion zu verstärken.دکور تا لبه صحنه کشیده شده بود تا توهم را تقویت کند.