die Bühnensprache
زبان صحنه، تلفظ نمایشی
Bedeutungen
1
سبک خاصی از گفتار یا زبان که در تئاتر و اجراهای صحنهای به کار میرود و ممکن است با زبان روزمره تفاوت داشته باشد.
- Die Bühnensprache in diesem alten Theaterstück ist sehr formell.زبان صحنه در این نمایشنامه قدیمی بسیار رسمی است.
- Schauspieler müssen die Bühnensprache beherrschen, um ihre Rollen überzeugend zu spielen.بازیگران باید زبان صحنه را بیاموزند تا نقشهای خود را به طور قانعکنندهای ایفا کنند.
- Die klare Aussprache und die gewählte Bühnensprache machten die Vorstellung verständlich.تلفظ واضح و زبان صحنه منتخب، اجرا را قابل فهم میکرد.