das Bühnenstück

Aussprache: /ˈbyːnənˌʃtʏk/
Worttrennung: Büh·nen·stück
اسم

نمایشنامه، قطعه نمایشی

Bedeutungen

1

یک اثر ادبی که برای اجرا بر روی صحنه تئاتر نوشته شده است؛ نمایشنامه.

  • Das neue Bühnenstück wurde von der Kritik gefeiert.این نمایشنامه جدید مورد ستایش منتقدان قرار گرفت.
  • Sie spielt die Hauptrolle in einem berühmten Bühnenstück.او نقش اصلی را در یک نمایشنامه معروف بازی می‌کند.
  • Das Bühnenstück handelt von Liebe und Verrat.این قطعه نمایشی درباره عشق و خیانت است.