die Bündelung
تجمیع، دستهبندی، تمرکز
Bedeutungen
1
عمل جمعآوری و دستهبندی چندین مورد یا بخش در یک واحد یا گروه واحد.
- Die Bündelung von Anfragen kann die Bearbeitungszeit verkürzen.تجمیع درخواستها میتواند زمان پردازش را کوتاه کند.
- Die Bündelung von Stromleitungen unter der Erde verbessert die Ästhetik der Stadt.دستهبندی خطوط برق در زیر زمین، زیبایی شهر را بهبود میبخشد.
- Eine Bündelung von Dienstleistungen bietet oft Kostenvorteile für den Kunden.تجمیع خدمات اغلب مزایای هزینه را برای مشتری فراهم میکند.
2
متمرکز کردن یا هدایت کردن چیزی (مانند نور یا انرژی) به یک نقطه یا جهت خاص.
- Die Bündelung des Lichts durch die Linse erzeugt einen starken Strahl.متمرکز کردن نور توسط لنز، پرتوی قوی ایجاد میکند.
- Die Bündelung von Kräften war notwendig, um die Aufgabe zu bewältigen.تجمیع نیروها برای انجام وظیفه ضروری بود.
- Die Bündelung von Forschungsgeldern in einem Zentrum kann Innovationen fördern.تمرکز بودجه تحقیقاتی در یک مرکز میتواند نوآوری را ترویج کند.