die Bürgerbeschwerde

Aussprache: /ˈbʏrɡɐbəˌʃveːrdə/
Worttrennung: Bür·ger·be·schwer·de
اسم

شکایت شهروندان

Bedeutungen

1

اعتراض رسمی یا نارضایتی که توسط یک شهروند نسبت به خدمات عمومی، اقدامات دولتی یا مسائل مربوط به جامعه ارائه می‌شود.

  • Die Stadtverwaltung bearbeitet jede Bürgerbeschwerde ernst.شهرداری هر شکایت شهروندان را جدی رسیدگی می‌کند.
  • Nach einer Bürgerbeschwerde über Lärm wurde die Polizei gerufen.پس از شکایت شهروندان در مورد سر و صدا، پلیس فراخوانده شد.
  • Es gab eine Bürgerbeschwerde bezüglich der Müllentsorgung im Viertel.شکایتی از سوی شهروندان در مورد دفع زباله در محله وجود داشت.