das Bürgerhaus

Aussprache: /ˈbʏrɡɐˌhaʊ̯s/
Wortzerlegung: Bür·ger·haus
اسم

خانه شهروندان، مرکز فرهنگی/اجتماعی (ساختمانی عمومی برای رویدادها و فعالیت‌های اجتماعی)

Beispiele

  • Normalerweise geht es sehr viel ruhiger zu im ''Bürgerhaus'' Altglienicke im Südosten Berlins; ein Kirchenladen, eine Bücherei, mittwochs trifft sich eine HipHop-Gruppe.معمولاً در مرکز فرهنگی آلت‌گلینیکه در جنوب شرقی برلین بسیار آرام‌تر است؛ یک فروشگاه کلیسا، یک کتابخانه، چهارشنبه‌ها یک گروه هیپ‌هاپ ملاقات می‌کنند.
  • Seit nunmehr vierzehn Jahren toure ich durch Deutschland und kenne fast jeden noch so entlegenen Zipfel dieses Landes, alle Theater und ''Bürgerhäuser'', und gefühlt jeden Landgast- und Bahnhof.اکنون چهارده سال است که من در سراسر آلمان سفر می‌کنم و تقریباً هر گوشه دورافتاده این کشور، تمام تئاترها و خانه‌های شهروندان، و تقریباً هر مهمانخانه روستایی و ایستگاه قطار را می‌شناسم.