der Bürgerkäfig

Aussprache: /ˈbʏʁɡɐˌkɛːfɪç/
Worttrennung: Bür·ger·kä·fig
اسم

خودروی شخصی (با لحن طنزآمیز یا تحقیرآمیز)، قفس شهروندان

Bedeutungen

1

اصطلاحی عامیانه و اغلب تحقیرآمیز یا طنزآمیز برای اشاره به خودروی شخصی، که آن را به مثابه فضایی محدودکننده یا نمادی از زندگی ماشینی و مصرف‌گرایی می‌داند.

  • Er steigt lieber aufs Fahrrad, als in seinem Bürgerkäfig im Stau zu stehen.او ترجیح می‌دهد به جای ایستادن در ترافیک در خودروی شخصی‌اش، دوچرخه‌سواری کند.
  • Manche Leute verbringen ihr Leben im bequemen, aber einschränkenden Bürgerkäfig.برخی افراد زندگی خود را در خودروی شخصی راحت اما محدودکننده می‌گذرانند.
  • Der Begriff 'Bürgerkäfig' kritisiert die Abhängigkeit von Autos in der modernen Gesellschaft.اصطلاح 'Bürgerkäfig' وابستگی به خودروها در جامعه مدرن را نقد می‌کند.