der Bürgerkäfig
خودروی شخصی (با لحن طنزآمیز یا تحقیرآمیز)، قفس شهروندان
Bedeutungen
1
اصطلاحی عامیانه و اغلب تحقیرآمیز یا طنزآمیز برای اشاره به خودروی شخصی، که آن را به مثابه فضایی محدودکننده یا نمادی از زندگی ماشینی و مصرفگرایی میداند.
- Er steigt lieber aufs Fahrrad, als in seinem Bürgerkäfig im Stau zu stehen.او ترجیح میدهد به جای ایستادن در ترافیک در خودروی شخصیاش، دوچرخهسواری کند.
- Manche Leute verbringen ihr Leben im bequemen, aber einschränkenden Bürgerkäfig.برخی افراد زندگی خود را در خودروی شخصی راحت اما محدودکننده میگذرانند.
- Der Begriff 'Bürgerkäfig' kritisiert die Abhängigkeit von Autos in der modernen Gesellschaft.اصطلاح 'Bürgerkäfig' وابستگی به خودروها در جامعه مدرن را نقد میکند.