der Bürgerverein

Aussprache: /ˈbʏrɡɐfɛɐ̯ˌʔaɪ̯n/
Worttrennung: Bür·ger·ver·ein
اسم

انجمن شهروندان، کانون شهروندی

Bedeutungen

1

گروهی از شهروندان که برای منافع مشترک یا بهبود محله یا شهر خود سازماندهی شده‌اند.

  • Der Bürgerverein setzt sich für die Sauberkeit im Viertel ein.انجمن شهروندان برای پاکیزگی محله تلاش می‌کند.
  • Viele Anwohner sind Mitglied im Bürgerverein geworden.بسیاری از ساکنان عضو انجمن شهروندان شده‌اند.
  • Der Bürgerverein plant ein Sommerfest für alle Bewohner.انجمن شهروندان برای همه ساکنان جشن تابستانی برنامه‌ریزی می‌کند.