der Bürgerverein
انجمن شهروندان، کانون شهروندی
Bedeutungen
1
گروهی از شهروندان که برای منافع مشترک یا بهبود محله یا شهر خود سازماندهی شدهاند.
- Der Bürgerverein setzt sich für die Sauberkeit im Viertel ein.انجمن شهروندان برای پاکیزگی محله تلاش میکند.
- Viele Anwohner sind Mitglied im Bürgerverein geworden.بسیاری از ساکنان عضو انجمن شهروندان شدهاند.
- Der Bürgerverein plant ein Sommerfest für alle Bewohner.انجمن شهروندان برای همه ساکنان جشن تابستانی برنامهریزی میکند.