die Bürokraft
کارمند اداری، نیروی دفتری
Beispiele
- Ich bewerbe mich um eine Stelle als ''Bürokraft.من برای یک موقعیت شغلی به عنوان کارمند اداری درخواست میدهم.
- Nebenbei arbeitete die Mutter zweier Söhne als ''Bürokraft,'' um Geld zu verdienen.مادر دو پسر در کنار آن به عنوان کارمند اداری کار میکرد تا پول درآورد.
- Der Umsatz in unserem Webshop nimmt stetig zu, und wir beschließen, eine Arbeitskraft umzuwandeln in eine ''Bürokraft''.فروش در فروشگاه آنلاین ما به طور پیوسته در حال افزایش است و ما تصمیم میگیریم یک نیروی کار را به یک نیروی دفتری تبدیل کنیم.