der Bürosklave
برده اداری، کارمند دون پایه
Bedeutungen
1
اصطلاحی تحقیرآمیز برای کارمندی که کارهای پست و طاقتفرسا را بدون هیچگونه اختیار یا قدردانی انجام میدهد.
- Er fühlte sich wie ein Bürosklave, der nur Kaffee kochen und Kopien machen musste.او احساس میکرد یک برده اداری است که فقط باید قهوه دم کند و کپی بگیرد.
- Niemand möchte ein Bürosklave sein, der ständig Überstunden machen muss.هیچکس نمیخواهد برده اداری باشد که مدام مجبور به اضافه کاری است.
- Die neue Praktikantin fühlte sich anfangs wie ein Bürosklave.کارآموز جدید در ابتدا احساس میکرد یک برده اداری است.