die Bütt
۱. ظرف بزرگ گرد یا بیضی بدون در؛ ۲. سکوی سخنرانی در کارناوال (مخصوصاً برای طنز و نقد)
Beispiele
- In der Scheune stand noch eine alte, wurmstichige ''Bütt.در انبار هنوز یک ظرف بزرگ قدیمی و کرمخورده وجود داشت.
- Im Karneval hört man aus der ''Bütt'' neben vielen Kalauern ab und an auch kritische Töne.در کارناوال، از سکوی سخنرانی علاوه بر لطیفههای زیاد، گاهی اوقات لحنهای انتقادی نیز شنیده میشود.
- Tetzlaff, Klaus Ungers Wahlkampfmanager, hat seinen Matador trotz der sagenhaften Zahlen gedrängt, unbedingt noch mal auf dem Marktplatz in die ''Bütt'' zu steigen.تتسلاف، مدیر کمپین انتخاباتی کلاوس اونگر، با وجود آمار افسانهای، قهرمان خود را تحت فشار قرار داد تا حتماً یک بار دیگر در میدان بازار به سکوی سخنرانی برود.