das Bad
حمام، حمام کردن، وان حمام، محلول شیمیایی غوطهوری
Beispiele
- Nimm doch wieder mal ein ''Bad.باز هم یک حمام (وان) بگیر.
- Er hatte eine Rasur nötig, einen Haarschnitt, ein ''Bad''.او به اصلاح صورت، اصلاح مو و حمام نیاز داشت.
حمام، حمام کردن، وان حمام، محلول شیمیایی غوطهوری