اسم
تفرجگاه ساحلی/آبدرمانی، شهر ساحلی
جملات نمونه برای Badeort:
Wir wollen dieses Jahr Urlaub am Meer machen. Mein Mann hat eine gemütliche Pension in einem alten ''Badeort'' ausgesucht.
ما امسال میخواهیم کنار دریا تعطیلات بگذرانیم. شوهرم یک مهمانخانه دنج در یک تفرجگاه ساحلی قدیمی انتخاب کرده است.
„Famara bietet dem Besucher den bedrückenden Anblick eines misslungenen ''Badeortes''.“
«فامارا منظرهای دلگیر از یک تفرجگاه ساحلی ناموفق را به بازدیدکننده ارائه میدهد.»