die Bahnhofsbuchhandlung
کتابفروشی ایستگاه قطار، کتابفروشی راهآهن
Bedeutungen
1
یک فروشگاه کتاب که معمولاً در ایستگاههای قطار واقع شده و طیف وسیعی از کتابها، مجلات، روزنامهها و گاهی تنقلات را برای مسافران ارائه میدهد.
- Ich habe am Bahnhof schnell eine Zeitschrift in der Bahnhofsbuchhandlung gekauft.من به سرعت یک مجله از کتابفروشی ایستگاه قطار خریدم.
- Die Bahnhofsbuchhandlung hat auch am Wochenende geöffnet, um den Reisenden gerecht zu werden.کتابفروشی ایستگاه قطار برای خدمترسانی به مسافران، حتی در آخر هفته نیز باز است.
- Man findet in jeder Bahnhofsbuchhandlung eine Auswahl an Reiseliteratur und Bestsellern.در هر کتابفروشی ایستگاه قطار، مجموعهای از ادبیات سفر و پرفروشها یافت میشود.