die Bahnhofsgaststätte
رستوران یا کافه ایستگاه قطار
Bedeutungen
1
یک رستوران، کافه یا اغذیهفروشی که در داخل یا مجاورت یک ایستگاه قطار قرار دارد و به مسافران و کارکنان خدمات ارائه میدهد.
- Wir hatten noch Zeit und aßen in der Bahnhofsgaststätte zu Mittag.ما هنوز وقت داشتیم و در رستوران ایستگاه قطار ناهار خوردیم.
- Die Bahnhofsgaststätte bietet einfache Gerichte zu vernünftigen Preisen.کافه ایستگاه قطار غذاهای ساده با قیمتهای مناسب ارائه میدهد.
- Nach der langen Reise war die Bahnhofsgaststätte ein willkommener Ort für eine Pause.پس از سفر طولانی، رستوران ایستگاه قطار مکانی خوشایند برای استراحت بود.