der Bahnhofsparkplatz
پارکینگ ایستگاه قطار
Bedeutungen
1
محلی که برای پارک کردن خودروها در نزدیکی یا در محوطه یک ایستگاه قطار در نظر گرفته شده است.
- Ich habe mein Auto auf dem Bahnhofsparkplatz abgestellt.من ماشینم را در پارکینگ ایستگاه قطار پارک کردم.
- Der Bahnhofsparkplatz ist oft überfüllt, besonders am Wochenende.پارکینگ ایستگاه قطار اغلب شلوغ است، به خصوص در آخر هفته.
- Es gibt eine Gebühr für die Nutzung des Bahnhofsparkplatzes.برای استفاده از پارکینگ ایستگاه قطار هزینهای وجود دارد.