der Bahnhofsplatz
میدان جلوی ایستگاه قطار
Bedeutungen
1
فضای باز و معمولاً سنگفرش شده در مقابل ورودی اصلی یک ایستگاه قطار، که اغلب محل تجمع تاکسیها، اتوبوسها و عابران پیاده است.
- Wir trafen uns auf dem Bahnhofsplatz vor dem Haupteingang.ما جلوی ورودی اصلی در میدان جلوی ایستگاه قطار همدیگر را ملاقات کردیم.
- Der Bahnhofsplatz wurde neu gestaltet und ist jetzt viel grüner.میدان جلوی ایستگاه قطار دوباره طراحی شد و اکنون بسیار سرسبزتر است.
- Auf dem Bahnhofsplatz gibt es viele Geschäfte und Cafés.در میدان جلوی ایستگاه قطار، مغازهها و کافههای زیادی وجود دارد.