der Bahnhofsvorplatz
محوطه جلوی ایستگاه قطار
Bedeutungen
1
فضای باز جلوی ساختمان ایستگاه قطار که معمولاً محل تجمع مسافران، تاکسیها و اتوبوسها است.
- Am Bahnhofsvorplatz warten die Taxis auf Fahrgäste.در محوطه جلوی ایستگاه قطار، تاکسیها منتظر مسافران هستند.
- Der Bahnhofsvorplatz wurde neu gestaltet.محوطه جلوی ایستگاه قطار بازسازی شد.
- Wir haben uns am Bahnhofsvorplatz verabredet.ما در محوطه جلوی ایستگاه قطار قرار گذاشتیم.