اسم
پلیس راهآهن
جملات نمونه برای Bahnpolizei:
Seine Schwester arbeitet für die ''Bahnpolizei.''
خواهرش برای پلیس راهآهن کار میکند.
„Ich hätte wissen sollen, daß es meine Pflicht war, am Bahnhof sofort die ''Bahnpolizei'' zu rufen.“
«باید میدانستم که وظیفهام بود که بلافاصله در ایستگاه قطار با پلیس راهآهن تماس بگیرم.»