die Ballenpresse
دستگاه پرس، بیلر (برای جمعآوری و بستهبندی علوفه یا کاه)
Beispiele
- Auf einem Acker direkt neben der B 70 ging eine ''Ballenpresse'' in Flammen auf.یک دستگاه پرس در کنار جاده ۷۰ آتش گرفت.
دستگاه پرس، بیلر (برای جمعآوری و بستهبندی علوفه یا کاه)