der Ballsport

Aussprache: /ˈbalˌʃpɔʁt/
Wortzerlegung: Ball·sport
اسم

ورزش‌های توپی

Beispiele

  • Sie hält dort ihr Volleyball-Training ab, außerdem Freizeit- und Seniorensport, Mädchenturnen und ''Ballsport'' für Kinder.او تمرینات والیبال خود را در آنجا برگزار می‌کند، علاوه بر این ورزش‌های تفریحی و سالمندان، ژیمناستیک دختران و ورزش‌های توپی برای کودکان.