das Bambuswäldchen

Aussprache: /ˈbambʊsˌvɛltçən/
Worttrennung: Bam·bus·wäld·chen
اسم

بامبوستان کوچک

Bedeutungen

1

منطقه‌ای کوچک که در آن تعداد زیادی گیاه بامبو رشد می‌کنند؛ یک بیشه کوچک بامبو.

  • Ein kleines Bambuswäldchen bot Schatten an heißen Tagen.یک بامبوستان کوچک در روزهای گرم سایه ایجاد می‌کرد.
  • Sie spazierten durch ein Bambuswäldchen am Flussufer.آنها از میان یک بامبوستان کوچک در کنار رودخانه قدم زدند.
  • Das Bambuswäldchen raschelte leise im Wind.بامبوستان کوچک در باد به آرامی خش‌خش می‌کرد.