die Banalität

Aussprache: /banaliˈtɛːt/
Worttrennung: Ba·na·li·tät
اسم

پیش‌پاافتادگی، امر بدیهی، حرف پیش‌پاافتاده

Bedeutungen

1

چیزی که بسیار عادی، پیش‌پاافتاده و فاقد جذابیت یا اهمیت خاص است.

  • Die Banalität des Alltags kann manchmal erdrückend wirken.پیش‌پاافتادگی روزمره گاهی می‌تواند خسته‌کننده به نظر برسد.
  • Er versuchte, der Banalität seines Lebens durch Reisen zu entkommen.او سعی کرد با سفر کردن از پیش‌پاافتادگی زندگی‌اش فرار کند.
  • Ihre Gespräche drehten sich oft um die Banalitäten des Lebens.گفتگوهایشان اغلب حول پیش‌پاافتادگی‌های زندگی می‌چرخید.
2

یک اظهار نظر یا ایده که بسیار واضح، بدیهی و فاقد عمق یا اصالت است.

  • Seine Rede war voller Banalitäten, die niemanden überraschten.سخنرانی او پر از حرف‌های بدیهی بود که کسی را متعجب نکرد.
  • Wir haben schon alles über dieses Thema gesagt, jede weitere Diskussion wäre reine Banalität.ما قبلاً همه چیز را در مورد این موضوع گفته‌ایم، هر بحث دیگری صرفاً حرف بدیهی خواهد بود.
  • Die Banalität dieser Aussage machte sie fast schon beleidigend.بدیهی بودن این گفته تقریباً آن را توهین‌آمیز می‌کرد.