der Bananenwurf

Aussprache: /banaːnənˌvʊʁf/
Worttrennung: Ba·na·nen·wurf
اسم

پرتاب موز

Bedeutungen

1

عمل پرتاب کردن یک موز، که می‌تواند به صورت واقعی یا به عنوان یک اصطلاح برای نشان دادن بی‌اهمیت بودن یا تمسخر چیزی به کار رود.

  • Der Bananenwurf des Kindes war ein Zeichen von Trotz.پرتاب موز توسط کودک نشانه‌ای از لجبازی بود.
  • Die Idee des Gegners war so schlecht, dass sie einem Bananenwurf glich.ایده حریف آنقدر بد بود که شبیه پرتاب موز بود.
  • Nach dem Konzert gab es einen kleinen Bananenwurf auf die Bühne.بعد از کنسرت، یک پرتاب موز کوچک به سمت صحنه صورت گرفت.