die Bandenführerin

Aussprache: /ˈbandn̩ˌfyːʁəʁɪn/
Worttrennung: Ban·den·füh·re·rin
اسم

سرکرده زن باند، رئیس زن گروه خلافکاران

Bedeutungen

1

زنی که رهبری یک گروه یا باند، به ویژه یک گروه مجرمانه یا سازمان‌یافته را بر عهده دارد.

  • Die Polizei fasste die Bandenführerin nach monatelanger Fahndung.پلیس سرکرده زن باند را پس از ماه‌ها تعقیب دستگیر کرد.
  • Als Bandenführerin organisierte sie die illegalen Geschäfte.او به عنوان سرکرده زن باند، معاملات غیرقانونی را سازماندهی می‌کرد.
  • Die junge Frau wurde zur Bandenführerin, weil sie besonders gerissen war.آن زن جوان به این دلیل سرکرده باند شد که بسیار حیله‌گر بود.