die Bankdrückerin
(ورزش) بازیکن ذخیره (که اغلب بازی نمیکند)، (بدنسازی) وزنهبردار پرس سینه (زن)
Beispiele
- Sie ist eine richtige ''Bankdrückerin.او یک بازیکن ذخیره واقعی است.
- Ich bin leidenschaftliche ''Bankdrückerin.من یک وزنهبردار پرس سینه مشتاق هستم.