der Banker
بانکدار، کارشناس امور بانکی
Beispiele
- Manche ''Banker'' haben zu leichtfertig Kredite vergeben und damit eine Krise ausgelöst.برخی از «بانکداران» خیلی بیپروا وام دادند و باعث بحران شدند.
- Er gehörte noch zu den Bankiers, nicht zu den ''Bankern:'' Guth, Neffe Ludwig Erhards, prägte über Jahrzehnte das Bild der Deutschen Bank.او هنوز جزو بانکداران قدیمی بود، نه «بانکداران» مدرن: گوت، برادرزاده لودویگ ارهارد، دههها تصویر دویچه بانک را شکل داد.
- Ein ''Banker'' erzählte mir, daß die im geschniegelten Anzug bei der Bank nicht unbedingt von vornherein gut angesehen sind.یک «بانکدار» به من گفت که کسانی که با کتوشلوارهای اتوکشیده در بانک هستند، لزوماً از همان ابتدا خوشنام نیستند.