der Bareingang
ورودی بار (کافه/میخانه)
Bedeutungen
1
ورودی یک بار، میخانه یا کافهای که نوشیدنیهای الکلی سرو میکند.
- Er stand am Bareingang und wartete auf seine Freunde.او دم ورودی بار ایستاده بود و منتظر دوستانش بود.
- Der Bareingang war schlecht beleuchtet.ورودی میخانه کمنور بود.
- Wir trafen uns direkt am Bareingang des neuen Pubs.ما درست دم ورودی بار جدید همدیگر را ملاقات کردیم.