der Barfußhistoriker
تاریخنگار آماتور (با علاقه شخصی)
Bedeutungen
1
شخصی که بدون داشتن تحصیلات رسمی یا شغل حرفهای در زمینه تاریخ، به دلیل علاقه شخصی عمیق به مطالعه و تحقیق در مورد تاریخ میپردازد.
- Mein Großvater war ein passionierter Barfußhistoriker, der jedes Detail des Zweiten Weltkriegs kannte.پدربزرگ من یک تاریخنگار آماتور پرشور بود که تمام جزئیات جنگ جهانی دوم را میدانست.
- Als Barfußhistoriker hat er viele lokale Chroniken erforscht.او به عنوان یک تاریخنگار آماتور، بسیاری از تاریخچههای محلی را تحقیق کرده است.
- Der Vortrag wurde von einem bekannten Barfußhistoriker gehalten.این سخنرانی توسط یک تاریخنگار آماتور شناختهشده ارائه شد.