der Barfußhistoriker

Aussprache: /ˈbaːɐ̯fuːsˌhɪsˈtoːrɪkɐ/
Worttrennung: Ba·r·fuß·his·to·ri·ker
اسم

تاریخ‌نگار آماتور (با علاقه شخصی)

Bedeutungen

1

شخصی که بدون داشتن تحصیلات رسمی یا شغل حرفه‌ای در زمینه تاریخ، به دلیل علاقه شخصی عمیق به مطالعه و تحقیق در مورد تاریخ می‌پردازد.

  • Mein Großvater war ein passionierter Barfußhistoriker, der jedes Detail des Zweiten Weltkriegs kannte.پدربزرگ من یک تاریخ‌نگار آماتور پرشور بود که تمام جزئیات جنگ جهانی دوم را می‌دانست.
  • Als Barfußhistoriker hat er viele lokale Chroniken erforscht.او به عنوان یک تاریخ‌نگار آماتور، بسیاری از تاریخچه‌های محلی را تحقیق کرده است.
  • Der Vortrag wurde von einem bekannten Barfußhistoriker gehalten.این سخنرانی توسط یک تاریخ‌نگار آماتور شناخته‌شده ارائه شد.