der Basketball

Aussprache: /ˈbaskətbal/
Worttrennung: Bas·ket·ball
اسم

بسکتبال

Bedeutungen

1

یک ورزش تیمی که در آن دو تیم پنج نفره سعی می‌کنند با پرتاب توپ به داخل سبد حریف، امتیاز کسب کنند.

  • Er spielt seit seiner Kindheit Basketball.او از دوران کودکی بسکتبال بازی می‌کند.
  • Das Finale im Basketball war sehr spannend.مسابقه فینال بسکتبال بسیار هیجان‌انگیز بود.
  • Wir treffen uns morgen zum Basketball spielen im Park.فردا برای بسکتبال بازی کردن در پارک همدیگر را ملاقات می‌کنیم.
2

توپ مخصوص این ورزش.

  • Der Basketball prallte vom Ring ab.توپ بسکتبال از حلقه کمانه کرد.
  • Kannst du mir bitte den Basketball zuwerfen?می‌توانی لطفاً توپ بسکتبال را به سمت من پرتاب کنی؟
  • Der neue Basketball hat eine gute Griffigkeit.توپ بسکتبال جدید چسبندگی خوبی دارد.