die Bassstimme
صدای باس، صدای بم (مردانه)
Beispiele
- Seine ''Bassstimme'' harmonierte grandios zu ihrem Sopran.صدای باس او به طرز باشکوهی با سوپرانوی او هماهنگ بود.
- Noch gab es nur reinen Wohlklang, die drei Os rollten wie die ''Bassstimmen'' eines Männerchors.هنوز فقط هارمونی خالص وجود داشت، سه حرف "او" مانند صداهای باس یک گروه کر مردان میغلتیدند.