die Bauabnahme

Aussprache: /ˈbaʊ̯ˌʔapnaːmə/
Wortzerlegung: Bau·ab·nah·me
اسم

تحویل و تأیید ساختمان، بازرسی نهایی ساختمان

Beispiele

  • Mein Vater hat mich öfters zu ''Bauabnahmen'' mitgenommen.پدرم مرا اغلب به بازرسی‌های نهایی ساختمان می‌برد.
  • Die ''Bauabnahme'' seitens des Landratsamtes ist erfolgt.بازرسی نهایی ساختمان از سوی اداره شهرستان انجام شده است.