das Bauchgefühl

Aussprache: /ˈbaʊ̯xɡəˌfyːl/
Worttrennung: Bauch·ge·fühl
اسم

حس درونی، شهود، غریزه

Bedeutungen

1

یک احساس یا غریزه درونی که بدون استدلال منطقی یا شواهد مشخص، به فرد در تصمیم‌گیری یا قضاوت کمک می‌کند؛ شهود.

  • Ich hatte ein starkes Bauchgefühl, dass etwas nicht stimmte.حس درونی قوی‌ای داشتم که چیزی درست نبود.
  • Vertraue deinem Bauchgefühl, wenn du unsicher bist.وقتی مطمئن نیستی، به حس درونی خود اعتماد کن.
  • Obwohl die Fakten dagegen sprachen, verließ er sich auf sein Bauchgefühl.اگرچه حقایق خلاف آن را نشان می‌دادند، او به حس درونی خود تکیه کرد.