die Bauchlandung

Aussprache: /ˈbaʊ̯xˌlandʊŋ/
Worttrennung: Bauch·lan·dung
اسم

فرود اضطراری (بدون باز شدن چرخ‌ها)، شکست مفتضحانه، ناکامی

Bedeutungen

1

در هوانوردی، فرود اضطراری هواپیما که در آن چرخ‌های فرود به درستی باز نمی‌شوند و هواپیما روی بدنه خود فرود می‌آید.

  • Das Flugzeug musste eine Bauchlandung machen, weil das Fahrwerk klemmte.هواپیما مجبور شد فرود اضطراری کند زیرا ارابه فرود گیر کرده بود.
  • Die Piloten übten die Bauchlandung für den Notfall.خلبانان فرود اضطراری را برای مواقع اضطراری تمرین کردند.
  • Zum Glück gab es bei der Bauchlandung keine Verletzten.خوشبختانه در فرود اضطراری کسی آسیب ندید.
2

به صورت مجازی، یک شکست کامل، مفتضحانه یا ناموفق در یک پروژه، ایده یا تلاش.

  • Sein Plan war eine totale Bauchlandung und kostete ihn viel Geld.نقشه او یک شکست کامل بود و پول زیادی برایش هزینه داشت.
  • Die neue Produktvorstellung endete in einer peinlichen Bauchlandung.معرفی محصول جدید با یک شکست شرم‌آور به پایان رسید.
  • Nachdem das Projekt scheiterte, musste das Team eine Bauchlandung eingestehen.پس از شکست پروژه، تیم مجبور شد ناکامی را بپذیرد.