der Baumstumpf
کنده درخت، ریشه درخت (باقیمانده)
Beispiele
- Er stieß gegen einen ''Baumstumpf,'' dann stürzte er zehn Meter die bewaldete Böschung hinab.او به یک کنده درخت برخورد کرد، سپس ده متر از شیب جنگلی به پایین افتاد.
کنده درخت، ریشه درخت (باقیمانده)