der Baumwollfabrikant
کارخانهدار پنبه
Bedeutungen
1
صاحب یا مدیر یک کارخانه که در آن پنبه فرآوری یا به پارچه تبدیل میشود.
- Der Baumwollfabrikant investierte in neue Maschinen.کارخانهدار پنبه در ماشینآلات جدید سرمایهگذاری کرد.
- Als Baumwollfabrikant hatte er großen Einfluss auf die lokale Wirtschaft.به عنوان کارخانهدار پنبه، او نفوذ زیادی بر اقتصاد محلی داشت.
- Die Gewerkschaft verhandelte mit dem Baumwollfabrikanten über bessere Arbeitsbedingungen.اتحادیه کارگران با کارخانهدار پنبه در مورد شرایط کاری بهتر مذاکره کرد.